نماز و قرآن

وبلاگی دینی قرآنی

آموزش نماز
نویسنده : مالک علی پور - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦
 

آموزش نماز

منبع:www.banamaz.blogfa.com

 آموزش نماز

شروع نماز

تکبیرة الاحرام

"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز می شود، گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست.

اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرتهای دروغین است.

با این تکبیر به حریم نماز وارد می شویم و برخی کارها بر ما حرام می شود.

هنگامی که نماز را شروع می کنیم باید متوجه باشیم که چه نمازی را می خوانیم؛ مثلا نماز ظهر است یا عصر و آن را تنها برای اطاعت فرمان خداوند بجا آوریم که این همان "نیت" است و از اجزای اصلی نماز به شمار می آید.

 از آغاز تا پایان نماز باید از این کارها که نماز را باطل می کند بپرهیزیم:

1- خوردن و آشامیدن.

2- روی از قبله برگرداندن.

3- سخن گفتن.

4- خندیدن.

5- گریستن.

6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.

7- کم یا زیاد کردن اجزای اصلی نماز؛ مانند رکوع.

هنگام گفتن "الله اکبر" مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببریم.

 


 
 
آداب تلاوت قرآن کریم
نویسنده : مالک علی پور - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۱
 

بسم الله الرحمن الرحیم

آداب تلاوت قرآن کریم

 
منبع:www.forum.jameatulquran.com

آداب تلاوت قرآن کریم



آن‎گاه که قاری در محضر نورالانوار قرآن می نشیند و آیه آیه های آن ، جانش را روشن می کند ، در برابر منشوری حضور یافته که «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ » و با معبودی هم‎کلام شده که «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ».

ذات پروردگار آن‎چنان عظیم است که هیچ قلبی را یارای تصویر آن نیست و ژرفای کلامش را جز دل‎های پاک ، کسی درک نمی کند.

پرنده ای که در آسمان بلند این صحیفه ، به پرواز در می آید ، نیکو است آدابی را رعایت کند و خویشتن را به زیورهایی بیاراید که وجود ناچیزش قابلیت درک آن ژرفا را حاصل کند.

در این جزوه برآنیم که در حد توان ، مختصری از این آداب را بیان نماییم:

1ـ طهارت: «لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ »

از آن‎جا که کتاب خدا پاک ترین و منزه ترین کلام است ، تنها پاکان می توانند جرعه های حیات‎بخش آن زمزم زلال را بنوشند و از فیض آن مستفیض گردند ؛ قرآن ، ظاهری «شگفت انگیز» و باطنی «عمیق» دارد:

هم‎چنان‎که قاری و حافظ برای تماس با ظاهر چشم نوازِ قرآن ، لازم است با وضو و دیگر آداب طهارت به محضر آن شرفیاب شوند ، برای ادراک آن باطن روح‎بخش نیز لازم است درون را از آلودگی گناه بزدایند و به صفات نیک بیارایند تا با این طهارت قلب، شایستگی هدایت یافتن از این کتاب هدایتگر را بیابند، که «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ ».

بزرگ مفسر قرآن کریم،‌ حکیم متأله زمان، حضرت آیت الله جوادی آملی دامت برکاته می فرماید: «اگر کسی اهل پاکی و نزاهت نباشد ، تدبر در قرآن نصیبش نمی شود ؛ چون با قلب بسته نمی‎توان به سراغ قرآن رفت.»

2ـ استعاذه: «وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنْ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ »

استعاذه، ادب معنوی قرآن است و نازل‎ترین درجه‎ی آن این است که بگوید: «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» که به معنای «پناه بردن» است. البته تلاوت کننده‎ی قرآن باید در دل نیز به این مسأله اعتقاد داشته باشد و در تمام مدت قرائت به خدای سبحان پناه ببرد و خود و قلب خود را به او واگذارد و در حصن حصین او متحصن شود تا مبادا وسوسه های شیطانی او را از یاد و نام خدا غافل سازد و به امور دیگر مشغول نماید.

3ـ تسمیه: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ »

معنای تسمیه فقط گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» هنگام شروع تلاوت نیست ؛ بلکه به این معناست که قاری و حافظ با نام خدا آغاز و با یاد او ختم نماید و در طول مدت قرائت ، از او غفلت نورزد.

استعاذه ، کار تسمیه را نمی کند ؛ زیرا استعاذه یعنی «پناه بردن به پروردگار از شر وساوس شیطانی» و تسمیه یعنی «با نام خدا و یاد او قرائت کردن» ، بنابراین خداوند متعال خطاب به رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ » یعنی با نام حق قرائت کن و این مخصوص حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیست ؛ بلکه هر کس در پرتو این نور می نشیند ، باید به گونه ای با نام پروردگار ‌آغاز کند که یاد او در قلبش جلوه گر باشد.

4ـ تدبر: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »

هنگامی که عاشق ، نامه‎ی معشوق را می گشاید و حلاوت کلام آن را به جان می چشاند، همانا با چشم دل می نگرد و با گوش جان می شنود. تدبر در آن «نورٌ علی نور» ، مسأله ای است که در کلام وحی و هم‎چنین در فرمایشات قرآن‎های ناطق، ائمه‎ی اطهار علیهم السلام، مورد تأکید قرار گرفته است. نیاندیشیدن در این کتاب انسان سازی ، به‎خاطر قفلی است که بر دل زده شده و کلیدی جز معرفت قرآنی ندارد.

این کتاب آسمانی که برای هدایت انسان‎ها نازل شده است ، آن‎گاه هدایتگر خواهد بود که پیام آن را بشنویم و درک کنیم و این درک تنها با تدبر صحیح میسر خواهد بود. اگرچه قرائت قرآن و حتا نگاه کردن به آن خطوط نورانی ، چشم و جان انسان را نورانی می کند و دارای اجر است ؛ اما تدبر در آن و عمل کردن به پیام بلند و جاودانی آن ، مسیری است که انسان را از حضیض خاک به اوج افلاک خواهد رساند.

5ـ خضوع و خشوع: «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ »

آن‎گاه که انسان در برابر کلام آن عظیم ودود، و آن قدیر غفور قرار می گیرد ، باید آن‎چنان که عبد در برابر مولا سر خم می کند، سر فرود آورد و در قلب خود خشوع و در اعضای خود خضوع را احساس نماید. آن درجات رفیع در آن آیات عمیق را تنها قلب‎های خاشع و جوارح خاضع ادراک می کنند و تنها چنین کسانی می توانند پیام عرفانی و ملکوتی این کتاب آسمانی را به جان بخرند.

6ـ استماع: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »

استماع یعنی گوش دادن با دقت. اگر سخنی برای انسان اهمیت داشته باشد ، با سکوت و دقت فراوان به آن گوش فرا می دهد ، و کدام کلام بالاتر و مهم تر از کلام خالق هستی که جهان را آفرید، تنها کسی که می تواند راهنمای بشر به راه سعادت باشد. هنگامی که قرآن خوانده می شود باید خاضعانه در برابر آن نشست و در کمال سکوت و دقت به آن گوش فرا داد و در آن تدبر کرد. اما این تنها مخصوص شنونده نیست؛ بلکه قاری و حافظ خود نیز باید در هنگام تلاوت ، آیات را استماع نماید و سعی در عمل به آن انوار هدایت کند. چنین استماعی است که شاید موجب شود این انسان حقیر و این مخلوق ضعیف ، مشمول رحمت پروردگار واقع شود و به آن صراط مستقیم راه یابد.

 

 


 
 
حضور قلب در نماز
نویسنده : مالک علی پور - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
 

 حضور قلب در نماز

منبع:www.daneshnameh.roshd.ir

حضور قلب در نماز

روح نماز

نماز یکی از برترین عبادات است. ارتباط مخصوص بنده با خداوند و ملاقات شیرین و دلنشین عبد با مولای خود است.
نماز مانند دیگر عبادات ،یک پیکره و اندامی دارد و یک روحی !

پیکر نماز

پیکر نماز عبارتند از: قیام، رکوع، سجود، تشهد،و اذکاری که در نماز بز زبان جاری میکنیم، ولی روح نماز ،یاد خداوند است، که به آن حضور قلب گفته میشود یعنی قلب حاضر باشد همچنان که در بقیه مخاطبات ومکالمات با افراد قلب حضور دارد یعنی انسان توجه به مخاطب خود ومعنی سخنی که میگوید دارد.
بر این اساس نمازی که بدون حضور قلب ویاد خداوند باشد پیکری بدون روح است که فقط تشکیل شده از حرکاتی و الفاظی !! واصولاًتمام توصیفاتی که از نماز شده است مانند :« الصلوة معراج المؤمن » «نماز معراج مؤمن است » و یا«الصلوة قربان کل تقی » «نماز نزدیک کننده انسان با تقوی به خداوند است» مربوط به نماز با حضور قلب است.
واین سخن از ائمه علیهم السلام رسیده که :از نماز آن مقداری که با حضور قلب باشد پذیرفته میشود
یعنی نمازگزار از آغاز تا پایان نماز، بایدکوشش کندخود را به صورت واقعی و حقیقی در محضر پروردگار ببیند و دل را که حرم پرودگار است به روی غیر خدا نگشاید.
او این نکته را همگی در نظر داشته باشیم که ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که عبادات است در یک چیز است :
یاد کردن حق وغیر او را از یاد بردن !!!

نماز در قرآن

قرآن مجید در آیات فراوانی ـ حدود هشتاد آیه ـ با تعبیر های گوناگون درباره اقامه نماز یا حدود و احکام آن سخن گفته است یا از نمارگزاران تمجید نموده و بی نمازان را سخت توبیخ کرده. بطور مثال به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دستور می دهد:
« وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصلوة وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها » طه؛132
کسان خود را به نماز فرمان بده و بر نماز پایداری کن.
در آیه دیگر مؤمنان را سفارش به نماز می کند و می فرماید:
«قُلْ لِعِبادِیَ الَّذِینَ امَنُوا یُقِیمُوا الصلوة» ابراهیم؛31
به بندگان من که ایمان آورده اند بگو نماز را به پا دارند.
قرآن مجید در یک جا به اثر تربیتی و جنبه تقویت روحی نماز اشاره میکند و می گوید:
«نمازاز کار بد و زشت باز می دارد » و در جای دیگر می گوید :
«نماز را برای اینکه به یاد من باشی بپادار »
اشاره به اینکه انسان که نماز می خواند و در یاد خدا است همواره در یاد دارد که خدای دانا و بینائی مراقب اوست و فراموش نمی کند که خودش بنده است.
ذکر خدا و یاد خدا که هدف تمامی عبادتهاست دل را جلا میدهد و صفا می بخشد وآنرا آماده عنایتهای الهی قرار میدهد.
این یاد حق واحساس حضور،اگر به درجه کمالی خود برسد چنانچه که در اولیاء خداوند مشاهده میشود، زمینه هرگونه توجه به هر چیز یا هر کس یا هر موضوعی را از بین می‌برد و واقعاً تا انسان از نماز فارغ نشود متوجه غیر خدا نخواهد شد.

آداب نماز در روایات:

نماز، آداب و حدودی دارد که رعایت آن بر نمازگزار لازم و ضروری است و توجه و دقّت در آن نشانگر اهمّیّت دادن او به نماز است.
قرآن به مؤمنین دستور می دهد:
«یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» اعراف؛31
ای فرزندان آدم! زینتهای ( مادی و معنوی ) خود را هنگام رفتن به هر مسجدی با خود بردارید.
زینتهای مادی شامل پوشیدن لباسهای مرتب، پاک، تمیز، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن می شود و زینتهای معنوی، صفات انسانی، ملکات اخلاقی، پاکی نیّت و اخلاص را در بر می گیرد.
امام رضا ـ علیه السلام ـ در این باره چنین فرموده است:
«هر گاه بخواهی نماز به جای آوری، در حال کسالت و خواب آلودگی و شتابزدگی و هوا پرستی به نماز نایست، بلکه آن را با آرامش و وقار و هشیاری به پا دار. و بر تو باد به افتادگی و فروتنی در برابر خداوند بزرگ، بر تو باد به واهمه و پریدگی رنگ، بین بیم و امید ... همچون برده فراری و سرافکنده در پیشگاه خدا بایست؛ پاهایت را استوار و قامتت را مستقیم بدار و به چپ و راست منگر، گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند؛ و در وقت نماز با ریش خود و با هیچ یک از اعضای بدنت بازی مکن.»
امام خمینی ـ قدّس سرّه ـ درباره رعایت آداب نماز می نویسد:
«سزاوار است که نمازگزار با حالت سنگینی و وقار با لباس آراسته و عطرزده ومسواک کرده و موهای شانه کرده باشد.»

نماز اول وقت

پاسخ سریع به خواسته بزرگان، نشانه احترام و ادب نسبت به آنان است. از این رو، افراد نمازگزار به مجرد شنیدن نوای ملکوتی اذان که اقامه نماز را از جانب خدا اعلان می دارد، همه کارهای خویش را تعطیل کرده، به نماز می ایستند و بویژه به هنگام سحر، خود را پیش از اذان صبح آماده حضور در پیشگاه خدا نموده و زمزمه های عاشقانه خویش را با نسیم سحری در هم می آمیزند، چنانچه قرآن درباره آنان می فرماید:
«وَ بِالْاََسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» ذاریات؛ 18
و در سحرگاهان از خدا بخشش می طلبند.
امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود
«إنّ فضل الوقت الأوّل علی الاخر کفضل الاخرة علی الدّنیا»
برتری اول وقت بر دیگر وقتها همچون برتری آخرت بر دنیاست.

چند نکته عملی

بعضی ازاموری که در حضور قلب در نماز تأثیردارد عبارتند از :

  1. هنگام وضو برای نماز به خداوند توجه داشته باشد.
  2. درمواقعی که در منزل نماز میخواندمکان مشخص و ثابتی را برای نماز خود قرار دهد،وسعی کند در موقع نماز خلوت باشد.
  3. درنماز از سجاده ، انگشتر عقیق ، و عطر استفاده کند که روایاتی در استحباب آنها نیز رسیده است.
  4. اذکار نماز را با توجه ادا کند و شمرده نماز بخواند.
  5. از اذکار متنوع استفاده کند.



واز همه مهم تر اینکه برحضور قلب در نماز عزم جدی داشته باشد و در تمام نماز به آن متوجه باشد.


همچنین ببینید:

سایت صلاه
دعا و نیایش
سیمای نماز

منابع:

  • جامع الاحادیث
  • توضیح المسائل امام خمینی (ره)
  • بحار الانوار جلد 84

 

هشت شرط برای کسب حضور قلب در نماز

منبع:www.khabaronline.ir

دین - آیت‌الله وحید خراسانی از مراجع تقلید شیعیان در پاسخ به سؤالی در خصوص راهکارهای دستیابی به توجه در نماز، رعایت هشت مورد را لازمه حضور قلب و توجه بیشتر دانسته است.

آیت‌الله وحید خراسانی در پاسخ به این سؤال که چه عواملی موجب افزایش توجه به خدا می‌شود، در پاسخی که از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی این مرجع تقلید شیعیان منتشر شده، رعایت هشت امری که در روایات سفارش شده را بیان کرده است .

اول؛ وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا (ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ دل است. (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب 1 حدیث 9)
دوم؛ در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید.
سوم؛ مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب‌الاعمال عن ابن‌ ابی‌یعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق (ع) اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)

چهارم؛ وقتی روبه قبله می‌نماید؛ سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.
پنجم؛ به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند.
ششم؛ اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز می‌شود، تا آن لحظه‌ای که از نماز خارج می‌شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر می‌نماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار! اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی، هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی (کافی عن ابی‌جعفر (ع) قال: «قال رسول‌الله (ص) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)

هفتم؛ اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانه‌ آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند. (عنه (ص) ... واظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء والملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)
هشتم؛ آنچه در نماز مکروه است؛ به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می‌افزاید اهتمام نمائید، مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک‌زدن.

 


 
 
حکمت وفلسفه نماز
نویسنده : مالک علی پور - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٩
 

حکمت و فلسفه نماز

منبع:www.andisheqom.com

 

 حکمت وفلسفه نماز

حکمت و فلسفه نماز

گرچه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نکات بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:
1. روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است, همان « ذکر الله » است که در آیه‌ی فوق به عنوان برترین بیان شده است.
البته ذکری که مقدمه ی فکر, و فکری که انگیزه عمل بوده باشد, چنانکه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که در تفسیر جمله ی و لذکر الله اکبر فرمود: ذکرا لله عند ما احل و حرم « یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام »
(یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.)[1]
2. نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند, لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ از یاران خود سؤال کرد: لو کان علی باب دار الحد کم نهر و اغتسل فی کل یوم منه خمس مرات اکان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاه کمثل النهر الجاری کلما صلی کفرت ما بینهما من الذنوب: « اگر بر در خانه یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پپنج بار خود را در آن شستشو دهد, آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند؟».
در پاسخ عرض کردند: نه, فرمود: « نماز درست همانند این آب جاری است, هر زمان که انسان نمازی می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است ازمیان می رود»[2]
و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه می نشیند, با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهائی که بر قلب می نشیند زدوده می شود.
3. نماز سدی در برابر گناهان آینده است, چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند, و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد, و می دانیم « ایمان » و « تقوی » نیرومند ترین سد دربرابر گناهان است, و این همان چیزی است که در آیه ی فوق به عنوان نهی از فحشاء و منکر بیان شده است , و همان است که در احادیث متعددی می خوانیم : افراد گناهکاری بودند که شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید, نماز آنها را اصلاح می کند و کرد.


 
 
معجزات علمی قرآن
نویسنده : مالک علی پور - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
 

معجزات علمی قرآن

منبع:www.anbiya.bravehost.com

 

 معجزات علمی قرآن

معجزات علمی قرآن

 

عمر دنیا  و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) -  سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!

نسبت عمر دنیا به عمر زمین:

سوره ی 50 (ق): آیه 38:

"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش دوره آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"

سوره ی 41 (فصلت): آیه 9:

"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو دوره آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"

 

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می کنند.

این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش دوره خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).

اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود!

عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم کنید.

جواب 3 بدست می آید.

این بدان معناست که علم امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!


 
 
طب قرآنی
نویسنده : مالک علی پور - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳
 

طب قرآنی 

 منبع: www.tebbeghorani.com

طب قرآنی 

 

مقدمهای برطب قرآنی
با درود و سلام خداوند یکتا و بی همتا را که برای هدایت ما انسانها پیامبرانی از جنس خود ما ارسال کرد.
پیامبران برای هدایت و ارتقا افکار انسانها بر گزیده شده اند.

ارزش و مقام هر انسانی به طرز تفکر و اندیشه اوست. خداوند متعال صاحب قدرت لایزال و بی منتهاست!
همة نعمتهای بیکران را او به ما ارزانی داشته است و منتی ننهاده است ، جز در یک مورد و آن هم نعمت پیامبری است! قرآن کریم در این مورد چنین بیانی دارد.

لَقَدْ مَنَّ الله عَلَی المُومِنینَ اِذْ بَعَثَ فِیهمْ رَسُولاً مِنْ اَنفُسِهمْ یَتْلواعَلَیْهمْ آیاتِهِ وَیُزَکّیهمْ وَ یُعَلّمُهُمْ الکِتَابَ وَالحِکْمَةَ وَاِنْ کَانُوامِنْ قَبْل لَفِی ضَلَالٍ مُبین(سوره آل عمران آیه ۱۶۴).

 


 
 
← صفحه بعد